وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ ۗ تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ ۗ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(111)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
آنها گفتند: (هيچ کس، جز يهود يا نصاري، هرگز داخل بهشت نخواهد شد. ) اين آرزوي آنهاست! بگو:
(اگر راست ميگوييد، دليل خود را (بر اين موضوع) بياوريد!)
ترجمه آیت الله انصاری
و گفتند: هرگز کسي وارد بهشت نمي شود مگر آنکه يهودي يا نصراني باشد، اين دروغ ها و اباطيل آنان است؛ بگو: اگر راستگوييد دليل و برهان خود را بياوريد.
ترجمه دکتر فولادوند
و گفتند: «هرگز کسى به بهشت درنيايد، مگر آنکه يهودى يا ترسا باشد.» اين آرزوهاى [واهىِ] ايشان است. بگو: «اگر راست مىگوييد، دليل خود را بياوريد.»
تفسیر نمونه
انحصارطلبان بهشت!
قرآن در آیات فوق اشاره به یکى دیگر از ادعاهاى پوچ و نابه جاى گروهى از یهودیان و مسیحیان کرده، سپس پاسخ دندان شکنى به آنها مى گوید: آنها گفتند: هیچ کس جز یهود و نصارى داخل بهشت نخواهد شد (وَ قالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاّ مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصارى).(1)
در پاسخ ابتدا مى فرماید: این تنها آرزوئى است که دارند (و هرگز به این آرزو نخواهند رسید) (تِلْکَ أَمانِیُّهُمْ).
بعد روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) کرده مى گوید: به آنها بگو هر ادعائى دلیلى مى خواهد چنانچه در این ادعا صادق هستید دلیل خود را بیاورید (قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ).
* * *
پس از اثبات این واقعیت که آنها هیچ دلیلى بر این مدعى ندارند و ادعاى انحصارى بودن بهشت، تنها خواب و خیالى است که در سر مى پرورانند، معیار اصلى و اساسى ورود بهشت را به صورت یک قانون کلى بیان کرده، مى گوید: آرى، کسى که در برابر خداوند تسلیم گردد، و نیکوکار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است (بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ).
و بنابراین چنین کسانى نه ترسى خواهند داشت و نه غمگین مى شوند (وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ).
خلاصه این که: بهشت و پاداش خداوند و نیل به سعادت جاودان در انحصار هیچ طایفه اى نیست، بلکه: از آن کسانى است که واجد دو شرط باشند:
شرط اول، تسلیم محض در مقابل فرمان حق و ترک تبعیض در احکام الهى، چنان نباشد که هر دستورى موافق منافعشان است بپذیرند و هر چه مخالف آن باشد پشت سر اندازند، آنها که به طور کامل تسلیم حقند.
شرط دوم، آثار این ایمان در عمل آنها به صورت انجام کار نیک منعکس گردد، آنها نیکوکارند، نسبت به همگان، و در تمام برنامه ها.
در حقیقت قرآن با این بیان مسأله نژادپرستى و تعصب هاى نابجا را به طور کلى نفى مى کند، و سعادت و خوشبختى را از انحصار طایفه خاصى بیرون مى آورد ضمناً معیار رستگارى را که ایمان و عمل صالح است، مشخص مى سازد.
* * *
نکته ها:
1 ـ أَمانِیُّهُم جمع اُمنیة به معنى آرزوئى است که انسان به آن نمى رسد.
البته در اینجا این مدعیان اهل کتاب یک آرزو بیشتر نداشتند و آن انحصار بهشت به آنها بود، ولى از آنجا که این آرزو خود سرچشمه آرزوهاى دیگر و به اصطلاح داراى شاخ و برگ هاى دیگرى است به صورت جمع (امانى) ذکر شده.
* * *
2 ـ جالب توجه این که: در آیه فوق أَسْلَم به وجه نسبت داده شده (آنها صورت خود را در برابر خدا تسلیم مى کنند) این به خاطر آن است که روشن ترین دلیل براى تسلیم در برابر چیزى، آن است که انسان با تمام صورت متوجه آن شود.
این احتمال نیز وجود دارد که وجه به معنى ذات بوده باشد، یعنى آنها با تمام وجود خود، تسلیم فرمان پروردگارند.
* * *
3 ـ آیات فوق، ضمناً این نکته را به همه مسلمانان تعلیم مى دهد که در هیچ مورد، زیر بار سخنان بى دلیل نروند و هر کس ادعائى کرد، از او مطالبه دلیل کنند، و به این ترتیب سد تقلیدهاى کورکورانه را بشکنند و تفکر منطقى بر جامعه آنان حاکم شود.
* * *
4 ـ ذکر جمله وَ هُوَ مُحْسِنٌ بعد از بیان مسأله تسلیم، اشاره به این است که تا ایمان راسخ وجود نداشته باشد، نیکوکارى به معنى وسیع کلمه، حاصل نخواهد شد.
ضمناً این جمله نشان مى دهد نیکوکارى براى این افراد با ایمان جنبه یک فعل زودگذر ندارد، بلکه وصف آنها شده و در عمق جانشان نفوذ کرده است.
نفى خوف و غم از پیروان خط توحید، دلیلش روشن است; چرا که آنها تنها از خدا مى ترسند، و از هیچ چیز دیگر وحشت ندارند، ولى مشرکان خرافى از همه چیز ترس دارند، از گفته هاى این و آن، از فال بد زدن، از سنت هاى خرافى و از بسیار چیزهاى دیگر.
1 ـ گر چه جمله قالُوا به صورت واحدى ذکر شده ولى پیدا است بیان حال دو گروه است که هر کدام ادعاى جداگانه اى دارند، یهود مدعى بودند: بهشت مخصوص ما است، نصارى نیز مى گفتند: بهشت از آن ما است.