فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَىٰ مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ ۖ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ(14)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
(با اين همه جلال و شکوه سليمان) هنگامي که مرگ را بر او مقرر داشتيم، کسي آنها را از مرگ وي
آگاه نساخت مگر جنبنده زمين [= موريانه] که عصاي او را ميخورد (تا شکست و پيکر سليمان فرو افتاد)،
هنگامي که بر زمين افتاد جنيان فهميدند که اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خوارکننده باقي نميماندند!
ترجمه آیت الله انصاری
پس هنگامي که مرگ را بر او مقرّر کرديم، جنيان را از مرگش جز موريانه اي که عصايش را مي خورد، آگاه نکرد؛ زماني که به روي زمين در افتاد، جنّيان [که ادعاي علم غيب داشتند] فهميدند که اگر غيب مي دانستند در آن عذاب خوارکننده [که کارهاي بسيار پرزحمت و طاقت فرسا بود] درنگ نمي کردند.
ترجمه دکتر فولادوند
پس چون مرگ را بر او مقرر داشتيم، جز جنبندهاى خاکى [=موريانه] که عصاى او را [به تدريج] مىخورد، [آدميان را] از مرگ او آگاه نگردانيد، پس چون [سليمان] فرو افتاد براى جنيان روشن گرديد که اگر غيب مىدانستند، در آن عذاب خفتآور [باقى] نمىماندند.
تفسیر نمونه
#12