وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا(83)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
و هنگامي که خبري از پيروزي يا شکست به آنها برسد، (بدون تحقيق،) آن را شايع ميسازند، در حالي
که اگر آن را به پيامبر و پيشوايان -که قدرت تشخيص کافي دارند- بازگردانند، از ريشههاي مسائل
آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده کمي، همگي از شيطان پيروي ميکرديد
(و گمراه ميشديد).
ترجمه آیت الله انصاری
و هنگامي که خبري از ايمني و ترس [چون پيروزي و شکست] به آنان [که مردمي سست ايمان اند] رسد، [بدون بررسي در درستي و نادرستي اش] آن را منتشر مي کنند، و [در صورتي که] اگر آن خبر را به پيامبر و اولياي امورشان [که به سبب بينش و بصيرتْ داراي قدرت تشخيص و اهل تحقيق اند] ارجاع مي دادند، درستي و نادرستي اش را در مي يافتند؛ [چنانچه به مصلحت جامعه بود، انتشارش را اجازه مي دادند و اگر نبود، از انتشارش منع مي کردند] و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، يقيناً همه شما جز اندکي، از شيطان پيروي مي کرديد.
ترجمه دکتر فولادوند
و چون خبرى [حاکى] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند؛ و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع کنند، قطعاً از ميان آنان کسانىاند که [مىتوانند درست و نادرست] آن را دريابند، و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود، مسلماً جز [شمار] اندکى، از شيطان پيروى مىکرديد.
تفسیر نمونه
پخش شایعات
در این آیه، به یکى دیگر از اعمال نادرست منافقان و یا افراد ضعیف الایمان اشاره کرده، مى فرماید: آنها کسانى هستند که هنگامى که اخبارى مربوط به پیروزى و یا شکست مسلمانان به آنان برسد، بدون تحقیق، آن را همه جا پخش مى کنند (وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ).
و بسیار مى شود که این اخبار، بى اساس بوده و از طرف دشمنان به منظورهاى خاصى جعل شده و اشاعه آن به زیان مسلمانان تمام مى گردد.
در حالى که وظیفه دارند این گونه اخبار را قبل از هر کس با رهبران و پیشوایانشان در میان بگذارند و از اطلاعات وسیع و فکر عمیق آنها استفاده کنند و بدون جهت نه مسلمانان را گرفتار عواقب غرور ناشى از پیروزى هاى خیالى کنند، و نه روحیه آنها را به خاطر شایعات دروغین مربوط به شکست تضعیف نمایند، مى فرماید: اگر آن را به پیامبر و مسئولان امر (که قدرت تشخیص دارند) ارجاع مى دادند، آنها از ریشه هاى ماجرا مطلع مى شدند (وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِی الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ).
یَسْتَنْبِطُونَهُ در اصل، از ماده نَبَط (بر وزن فقط) و به معنى نخستین آبى است که از چاه مى کشند و از اعماق زمین استخراج مى گردد، و به همین جهت استفاده کردن هر حقیقتى از دلائل و شواهد مختلف و استخراج آن از مدارک موجود، استنباط نامیده مى شود، خواه در مسائل فقهى باشد یا در مسائل فلسفى، سیاسى و علمى.
منظور از أُولِى الأَمر: صاحبان فرمان در اینجا کسانى هستند که قدرت تشخیص و احاطه کافى به مسائل مختلف دارند، و مى توانند حقایق را از شایعات بى اساس و مطالب راستین را از نادرست براى مردم روشن سازند، که در درجه اول پیغمبر(صلى الله علیه وآله)، ائمه اهل بیت(علیهم السلام) جانشینان او و در درجه بعد دانشمندانى هستند که در این گونه مسائل صاحب نظرند.
چنان که در تفسیر نور الثقلین از امام باقر(علیه السلام) در ذیل این آیه نقل شده که فرمود: هُمُ الأَئِمَّهُ: یعنى منظور از این آیه ائمه اهل بیتند .(1)
و به این مضمون روایات دیگرى نیز نقل شده است.
ممکن است به این گونه روایات ایراد کنند، که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در زمان نزول آیه بوده است، ولى امامان اهل بیت(علیهم السلام)، مخصوصاً با منصب امامت، وجود نداشتند
که به آنها ارجاع شود.
پاسخ این ایراد روشن است; زیرا این آیه مخصوص زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیست، بلکه یک قانون کلّى براى تمام قرون و اعصار در برابر شایعاتى است که دشمنان یا مسلمانان نادان در میان مسلمانان پخش مى کنند.
سپس در پایان آیه به این حقیقت اشاره مى کند، اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نمى شد و به وسیله راهنمائى هاى پروردگار از چنگال این گونه شایعات و عواقب وخیم آن نجات نمى یافتید، بسیارى از شما در راه هاى شیطانى گام مى نهادید و تنها عده کمى بودند که مى توانستند خود را از پیروى شیطان بر کنار دارند، لذا مى فرماید: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، همگى جز عده کمى از شیطان پیروى مى کردید (وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانَ إِلاّ قَلیلاً).
یعنى تنها پیامبر(صلى الله علیه وآله) و صاحب نظران و دانشمندان موشکاف و باریک بینند که مى توانند خود را از وساوس شایعات و شایعه سازان برکنار دارند، و اما اکثریت اجتماع اگر از رهبرى صحیحى محروم بمانند، گرفتار عواقب دردناک شایعه سازى ها و نشر شایعات خواهند شد.(2)
* * *
نکته:
زیان هاى شایعه سازى و نشر شایعات
از بلاهاى بزرگى که دامنگیر جوامع مختلف مى شود و روح اجتماعى، تفاهم و همکارى را در میان آنها مى کشد، مسأله شایعه سازى و نشر شایعات است، به طورى که گاه یک نفر منافق مطلب نادرستى جعل مى کند و آن را به چند نفر مى گوید، پس از آن افرادى بدون تحقیق در نشر آن مى کوشند، و شاید شاخ و برگ هائى هم از خودشان بر آن مى افزایند، و بر اثر آن مقدار قابل توجهى از نیرو، فکر و وقت مردم را مشغول ساخته و اضطراب و نگرانى در مردم ایجاد مى کنند.
بسیار مى شود که شایعات، اعتماد عمومى را متزلزل مى سازد و افراد جامعه را در انجام کارهاى لازم سست و مردّد مى نماید.
گرچه اجتماعاتى که در فشار و خفقان قرار دارند گاهى شایعه سازى و نشر شایعات را به عنوان یک نوع مبارزه و یا انتقامجوئى تعقیب مى کنند.
ولى براى اجتماعات سالم نشر شایعات زیان هاى فراوانى به بار مى آورد و اگر این شایعات پیرامون افراد لایق، مثبت و مفید باشد، آنها را در خدمات خود دلسرد مى نماید، گاهى حیثیت چندین ساله آنها را بر باد مى دهد و مردم را از فوائد وجود آنان محروم مى سازد.
به همین دلیل، اسلام صریحاً هم با شایعه سازى مبارزه کرده و جعل، دروغ و تهمت را ممنوع مى شمارد و هم با نشر شایعات ، و آیه فوق نمونه اى از آن است.
* * *
1 ـ نور الثقلین ، جلد 1، صفحه 523، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ بحار الانوار ، جلد 23، صفحات 284 و 295 ـ وسائل الشیعه ، جلد 27، صفحه 200، چاپ آل البیت ـ تفسیر عیاشى ، جلد 1، صفحه 260، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق ـ المیزان ، جلد 5، صفحه 26، انتشارات جامعه مدرسین قم.
2 ـ از آنچه گفتیم روشن مى شود که إِلاّ قَلیلاً استثناء از ضمیر اِتَّبَعْتُم است و هیچ گونه تقدیم و تأخیرى در آیه نیست (دقت کنید).