يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْرًا لَكُمْ ۚ وَإِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا(170)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
اي مردم! پيامبر(ي که انتظارش را ميکشيديد،) حق را از جانب پروردگارتان آورد، به او ايمان بياوريد
که براي شما بهتر است! و اگر کافر شويد، (به خدا زياني نمي رسد، زيرا) آنچه در آسمانها و زمين
است از آن خداست، و خداوند، دانا و حکيم است.
ترجمه آیت الله انصاری
اي مردم! البته پيامبري از سوي پروردگارتان به درستي و راستي به سوي شما آمد؛ پس به او ايمان آوريد که به خير شماست. و اگر کفر ورزيد [بدانيد که خدا از شما و ايمانتان بي نياز است] زيرا آنچه در آسمان ها و زمين است، در سيطره مالکيّت و فرمانروايي خداست، و خدا همواره دانا و حکيم است.
ترجمه دکتر فولادوند
اى مردم، آن پيامبر [موعود]، حقيقت را از سوى پروردگارتان براى شما آورده است. پس ايمان بياوريد که براى شما بهتر است. و اگر کافر شويد [بدانيد که] آنچه در آسمانها و زمين است از آنِ خداست، و خدا داناى حکيم است.
تفسیر نمونه
در آیات گذشته، به سرنوشت افراد بى ایمان اشاره شد، و این آیه دعوت به سوى ایمان آمیخته با ذکر نتیجه آن مى کند، و با تعبیرات مختلفى که شوق و علاقه انسان را بر مى انگیزد، همه مردم را به این هدف عالى تشویق مى نماید.
نخست مى گوید: اى مردم! همان پیامبرى که در انتظار او بودید و در کتب آسمانى پیشین به او اشاره شده بود با آئین حق به سوى شما آمده است (یا أَیُّهَا النّاسُ قَدْ جاءَکُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ).(1)-(2)
پس از آن مى فرماید: این پیامبر از طرف آن کس که پرورش و تربیت شما را بر عهده گرفته آمده است (مِنْ رَبِّکُمْ).
بعد اضافه مى کند: اگر ایمان بیاورید به سود شما است به دیگرى خدمت نکرده اید، بلکه به خودتان خدمت نموده اید (فَآمِنُوا خَیْراً لَکُمْ).
سپس توجه مى دهد: فکر نکنید اگر شما راه کفر پیش گیرید به خدا زیانى مى رسد، چنین نیست; زیرا خداوند مالک آنچه در آسمان ها و زمین است مى باشد، مى فرماید: و اگر کافر شوید (به خدا زیانى نمى رسد) آنچه در آسمان ها و زمین است ملک خدا است (وَ إِنْ تَکْفُرُوا فَإِنَّ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).
به علاوه، چون خداوند، عالم و حکیم است دستورهائى را که به شما داده و برنامه هائى را که تنظیم کرده همگى روى فلسفه و مصالحى بوده و به سود شما است; زیرا خداوند همواره دانا و حکیم است (وَ کانَ اللّهُ عَلیماً حَکیماً).
بنابراین، اگر پیامبران و برنامه هائى فرستاده، نه به خاطر نیاز خود بوده، که به خاطر علم و حکمتش بوده است.
با توجه به تمام این جهات، آیا سزاوار است که راه ایمان را رها کرده و به راه کفر گام نهید؟!
* * *
1 ـ ظاهر این است که الف و لام در الرسول الف و لام عهد است و اشاره به پیامبرى است که در انتظار او بودند، نه تنها یهود و نصارا، بلکه مشرکان هم، چون از اهل کتاب مطالبى را در این زمینه شنیده بودند، چنین انتظارى داشتند.
2 ـ در بعضى از روایات که از طرق اهل بیت وارد شده، کلمه حق به ولایت على(علیه السلام) تفسیر شده است و همان طور که کراراً گفته ایم، این تفسیرها از قبیل بیان مصداق روشن است و دلیل بر انحصار نیست.
(براى آگاهى بیشتر به این مدارک رجوع شود: کافى ، جلد 1، صفحه 424، دار الکتب الاسلامیة ـ بحار الانوار ، جلد 24، صفحه 225 و جلد 35، صفحه 58 و جلد 36، صفحه 99 ـ نور الثقلین ، جلد 1، صفحه 576، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ تفسیر عیاشى ، جلد 1، صفحه 285، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق و…).