سوره يونس آیه 19

وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ(19)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
(در آغاز) همه مردم امت واحدي بودند، سپس اختلاف کردند، و اگر فرماني از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سريع آنان) از قبل صادر نشده بود، در ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوري ميشد (و سپس همگي به مجازات ميرسيدند).
ترجمه آیت الله انصاری
و مردم [بر محور يکتاپرستي] جز امت واحدي نبودند؛ پس [چيزي نگذشت که درباره دين] دچار اختلاف شدند؛ و اگر از سوي پروردگارت، فرماني مقرّر نشده بود [که عذاب اختلاف کنندگان تا قيامت به تأخير افتد] يقيناً ميان آنان در آنچه اختلاف مي کنند، داوري مي شد [و نتيجه داوري نابودي آنان و انقراض نسلشان بود.]
ترجمه دکتر فولادوند
و مردم جز يک امت نبودند. پس اختلاف پيدا کردند. و اگر وعده‌اى از جانب پروردگارت مقرر نگشته بود، قطعاً در آنچه بر سر آن با هم اختلاف مى‌کنند، ميانشان داورى مى‌شد.
تفسیر نمونه
19وَ ما کانَ النّاسُ إِلاّ أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ فیما فیهِ یَخْتَلِفُونَ ترجمه: 19 ـ (در آغاز) همه مردم امت واحدى بودند; سپس اختلاف کردند; و اگر فرمانى از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سریع آنان) از قبل صادر نشده بود، در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داورى مى شد (و سپس همگى به مجازات مى رسیدند). تفسیر: این آیه، به تناسب بحثى که در آیه قبل در زمینه نفى شرک و بت پرستى گذشت، اشاره به فطرت توحیدى همه انسان ها مى کند مى فرماید: در آغاز همه افراد بشر، امت واحدى بودند و جز توحید در میان آنها آئین دیگرى نبود (وَ ما کانَ النّاسُ إِلاّ أُمَّةً واحِدَةً). این فطرت توحیدى که در ابتدا دست نخورده بود، با گذشت زمان، بر اثر افکار کوتاه و گرایش هاى شیطانى، دستخوش دگرگونى شد. گروهى از جاده توحید منحرف شدند و به شرک روى آوردند، و طبعاً جامعه انسانى به دو گروه مختلف تقسیم شد (فَاخْتَلَفُوا) گروهى موحّد و گروهى مشرک. بنابراین، شرک در واقع یک نوع بدعت و انحراف از فطرت است، انحرافى که از مشتى اوهام و پندارهاى بى اساس سرچشمه گرفته است. در اینجا ممکن بود این سؤال پیش بیاید که: چرا خداوند این اختلاف را از طریق مجازات سریع مشرکان بر نچید؟ تا بار دیگر همه جامعه انسانى موحّد شوند. قرآن بلافاصله براى پاسخ به این سؤال، اضافه مى کند: اگر فرمان سابق الهى، دائر بر آزادى بشر در مسیر هدایت، که رمز تکامل و پیشرفت او است نبود، خداوند به زودى در میان آنها، در آنچه اختلاف داشتند داورى مى کرد ، و مشرکان و منحرفان را به کیفر مى رسانید (وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ فیما فیهِ یَخْتَلِفُونَ). بنابراین، کلمه در آیه فوق، اشاره به سنت و فرمان آفرینش دائر به آزادى انسانها است، که از آغاز چنین بوده است; چه این که اگر منحرفان و مشرکان بلافاصله مجازات شوند، ایمان موحدان تقریباً جنبه اضطرارى و اجبارى پیدا مى کند، و حتماً از روى ترس و وحشت خواهد بود، و چنین ایمانى نه مایه افتخار است، و نه دلیل بر تکامل. خداوند این داورى و کیفر را بیشتر براى سراى دیگر گذاشته است، تا نیکوکاران و پاکان آزادانه راه خود را انتخاب کنند. * * *