فَلَمَّا رَأَىٰ أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً ۚ قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمِ لُوطٍ(70)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
(اما) هنگامي که ديد دست آنها به آن نميرسد (و از آن نميخورند، کار) آنها را زشت شمرد، و در
دل احساس ترس نمود. به او گفتند: (نترس! ما به سوي قوم لوط فرستاده شدهايم!)
ترجمه آیت الله انصاری
و چون ديد دست هايشان به سوي غذا دراز نمي شود، آنان را ناشناس يافت و از آنان احساس ترس و دلهره کرد، گفتند: مترس که ما به سوي قوم لوط فرستاده شده ايم.
ترجمه دکتر فولادوند
و چون ديد دستهايشان به غذا دراز نمىشود، آنان را ناشناس يافت و از ايشان ترسى بر دل گرفت. گفتند: «مترس، ما به سوى قوم لوط فرستاده شدهايم.»
تفسیر نمونه
#69