حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِنْدَهَا قَوْمًا ۗ قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا(86)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
تا به غروبگاه آفتاب رسيد، (در آن جا) احساس کرد (و در نظرش مجسم شد) که خورشيد در چشمه تيره
و گلآلودي فرو ميرود، و در آن جا قومي را يافت، گفتيم: (اي ذو القرنين! آيا ميخواهي (آنان) را
مجازات کني، و يا روش نيکويي در مورد آنها انتخاب نمايي؟)
ترجمه آیت الله انصاری
تا زماني که به محل غروب خورشيد رسيد [منظره غروب] خورشيد را چنين يافت که در چشمه اي گرم و لجن آلود غروب مي کند، و نزد آن قومي را يافت [که فساد و ستم مي کردند]. گفتيم: اي ذوالقرنين! يا [اين قوم را به کيفر فساد و ستمشان] عذاب مي کني و يا در ميانشان شيوه اي نيک در پيش مي گيري.
ترجمه دکتر فولادوند
تا آنگاه که به غروبگاه خورشيد رسيد، به نظرش آمد که [خورشيد] در چشمهاى گِلآلود و سياه غروب مىکند، و نزديک آن طايفهاى را يافت. فرموديم: «اى ذوالقرنين، [اختيار با توست] يا عذاب مىکنى يا در ميانشان [روش] نيکويى پيش مىگيرى.»
تفسیر نمونه
#83