أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا ۗ وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ(40)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
يا همچون ظلماتي در يک درياي عميق و پهناور که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج ديگري،
و بر فراز آن ابري تاريک است، ظلمتهايي است يکي بر فراز ديگري، آن گونه که هر گاه دست خود را
خارج کند ممکن نيست آن را ببيند! و کسي که خدا نوري براي او قرار نداده، نوري براي او نيست!
ترجمه آیت الله انصاری
يا [اعمالشان] مانند تاريکي هايي است در دريايي بسيار عميق که همواره موجي آن را مي پوشاند، و بالاي آن موجي ديگر است، و بر فراز آن ابري است، تاريکي هايي است برخي بالاي برخي ديگر؛ [مبتلاي اين امواج و تاريکي ها] هرگاه دستش را بيرون آورد، بعيد است آن را ببيند. و کسي که خدا نوري براي او قرار نداده است، براي او هيچ نوري نيست.
ترجمه دکتر فولادوند
يا [کارهايشان] مانند تاريکيهايى است که در دريايى ژرف است که موجى آن را مىپوشاند [و] روى آن موجى [ديگر] است [و] بالاى آن ابرى است. تاريکيهايى است که بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است. هر گاه [غرقه] دستش را بيرون آورد، به زحمت آن را مىبيند، و خدا به هر کس نورى نداده باشد او را هيچ نورى نخواهد بود.
تفسیر نمونه
#39