وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ(76)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
و هنگامي که مومنان را ملاقات کنند، ميگويند: (ايمان آوردهايم. ) ولي هنگامي که با يکديگر خلوت
ميکنند، (بعضي به بعضي ديگر اعتراض کرده،) ميگويند: (چرا مطالبي را که خداوند (در باره صفات پيامبر
اسلام) براي شما بيان کرد، به مسلمانان بازگو ميکنيد تا (روز رستاخيز) در پيشگاه خدا، بر ضد شما
به آن استدلال کنند؟! آيا نميفهميد؟!)
ترجمه آیت الله انصاری
و هنگامي که با مؤمنان ديدار کنند، مي گويند: ما ايمان آورديم. و چون با هم خلوت مي کنند [از روي اعتراض و ايراد] به يکديگر مي گويند: چرا حقايقي را که خدا [در تورات درباره پيامبر اسلام] براي شما بيان کرده به مؤمنان مي گوييد تا [روز قيامت با اين حقايق] در پيشگاه پروردگارتان بر ضد شما استدلال کنند؟ آيا تعقّل نمي کنيد [که نبايد زمينه استدلال بر ضد خود را در اختيار مؤمنان گذاريد؟!]
ترجمه دکتر فولادوند
و [همين يهوديان] چون با کسانى که ايمان آوردهاند برخورد کنند، مىگويند: «ما ايمان آوردهايم.» و وقتى با همديگر خلوت مىکنند، مىگويند: «چرا از آنچه خداوند بر شما گشوده است، براى آنان حکايت مىکنيد تا آنان به [استناد] آن، پيش پروردگارتان بر ضد شما استدلال کنند؟ آيا فکر نمىکنيد؟»
تفسیر نمونه
#75