وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا ۚ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ(92)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
و اين کتابي است که ما آن را نازل کرديم، کتابي است پربرکت، که آنچه را پيش از آن آمده، تصديق
ميکند، (آن را فرستاديم تا مردم را به پاداشهاي الهي، بشارت دهي،) و تا (اهل) امالقري [= مکه]
و کساني را که گرد آن هستند، بترساني! (يقين بدان) آنها که به آخرت ايمان دارند، و به آن ايمان
ميآورند، و بر نمازهاي خويش، مراقبت مي کنند!
ترجمه آیت الله انصاری
و اين [قرآن] کتابي است پرفايده، که ما آن را نازل کرديم، تصديق کننده کتاب هاي آسماني پيش از خود است، و [نزولش] براي اين است که مردم مکه و کساني را که پيرامون آنند بيم دهي؛ و آنان که به آخرت ايمان دارند به آن ايمان مي آورند، و آنان همواره بر نمازشان محافظت مي کنند.
ترجمه دکتر فولادوند
و اين خجستهکتابى است که ما آن را فرو فرستاديم، [و] کتابهايى را که پيش از آن آمده تصديق مىکند. و براى اينکه [مردم]امالقرى [=مکّه] و کسانى را که پيرامون آنند هشدار دهى. و کسانى که به آخرت ايمان مىآورند، به آن [قرآن نيز] ايمان مىآورند، و آنان بر نمازهاى خود مراقبت مىکنند.
تفسیر نمونه
تفسیر:
قرآن کتابى است مبارک
در تعقیب بحثى که درباره کتاب آسمانى یهود در آیه گذشته عنوان شد، در اینجا به قرآن که یک کتاب دیگر آسمانى است اشاره مى شود، و در حقیقت ذکر تورات مقدمه اى است براى ذکر قرآن تا تعجب و وحشتى از نزول یک کتاب آسمانى، بر یک بشر، نکنند.
نخست مى فرماید: این کتابى است که ما آن را نازل کردیم (وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ).
کتابى است بسیار پربرکت; زیرا سرچشمه انواع خیرات، نیکى ها و پیروزى ها است (مُبارَکٌ).
به علاوه همه کتبى را که پیش از آن نازل شده اند تصدیق مى کند (مُصَدِّقُ الَّذی بَیْنَ یَدَیْهِ).
منظور از این که: قرآن کتب مقدسه پیشین را تصدیق مى کند آن است که تمام نشانه هائى که در آنها آمده است، بر آن تطبیق مى نماید.
و به این ترتیب، دو نشانه بر حقانیت قرآن در دو جمله گذشته بیان گردیده:
یکى وجود نشانه هائى که در کتب پیشین از آن خبر داده شده.
و دیگر محتواى خود قرآن که هر گونه خیر و برکت و وسیله سعادت در آن آمده است.
بنابراین، هم از نظر محتوا و هم از نظر اسناد و مدارک تاریخى نشانه هاى حقانیت در آن آشکار است.
سپس، هدف نزول قرآن را چنین توضیح مى دهد: آن را فرستادیم تا
امّ القرى (مکّه) و تمام آنها که در گرد آن هستند را، انذار کنى و به مسئولیت ها و وظائفشان آگاه سازى ! (وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها).(1)
و از آنجا که انذار یعنى توجه دادن به مسئولیت ها و ترساندن از ترک وظائف، مهم ترین برنامه قرآن، مخصوصاً در برابر اشخاص سرکش و طغیانگر است تنها به این قسمت اشاره شده است.
و در پایان آیه به دو وظیفه مهم اشاره مى کند، یکى ایمان به آخرت و به قرآن و دیگرى مواظبت بر نماز، مى فرماید:
کسانى که به روز رستاخیز، حساب و پاداش اعمال ایمان دارند به این کتاب ایمان خواهند آورد و مراقب نمازهاى خود خواهند بود (وَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ).
* * *
نکته ها:
1 ـ اسلام یک آئین جهانى است
آیات مختلف قرآن به خوبى گواهى مى دهد که اسلام یک آئین جهانى است، تعبیراتى مانند: لاُِنـْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ: هدف من این است که همه شما و کسانى را که سخنم به آنها مى رسد با قرآن انذار کنم .(2)
و، إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرى لِلْعالَمینَ: این قرآن وسیله تذکر جهانیان است .(3)
و، قُلْ یا أَیُّهَا النّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمیعاً: بگو: اى مردم! من رسول خدا به سوى همه شما هستم .(4)
و امثال آن که در قرآن فراوان است گواه این حقیقت است و جالب این که: بسیارى از این آیات، در مکّه یعنى در آن موقع که هنوز اسلام از محیط این شهر تجاوز نکرده بود، نازل گردیده است.
ولى با توجه به آیه مورد بحث این سؤال پیش مى آید: چگونه هدف بعثت پیامبر(صلى الله علیه وآله) انذار و هدایت مردم مکّه و کسانى که پیرامون آن هستند ذکر شده؟
آیا این با جهانى بودن اسلام منافات ندارد؟
اتفاقاً این ایراد از بعضى از یهود و بعضى دیگر از پیروان مذاهب دیگر نقل شده است و به گمان خود حربه محکمى در برابر جهانى بودن اسلام یافته اند که آن را در منطقه خاصى، (یعنى مکّه و اطراف مکّه ) محدود مى سازد.(5)
پاسخ این سؤال با توجه به دو نکته کاملاً روشن مى شود، که نه تنها این آیه با جهانى بودن اسلام منافات ندارد، که مى توان گفت: یکى از دلائل جهانى بودن آن است:
الف ـ قریه در زبان قرآن، به معنى هر گونه آبادى است اعم از این که: شهر بزرگ باشد، یا کوچک و یا روستا، مثلاً در سوره یوسف از زبان برادران او و در مقابل پدر چنین مى خوانیم: وَ سْئَلِ الْقَرْیَةَ الَّتی کُنّا فیها: از قریه اى که در آن بودیم سؤال کن .(6)
مى دانیم این سخن آنها پس از بازگشت از پایتخت مصر و ماجراى توقیف برادر آنها بنیامین از طرف دستگاه عزیز مصر بوده است.
همچنین مى خوانیم: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکات مِنَ السَّماءِ وَ الأَرْضِ: اگر مردمى که در آبادى هاى روى زمین زندگى مى کنند، ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند برکات از آسمان و زمین بر آنها خواهیم گشود .(7)
بدیهى است منظور در اینجا خصوص روستاها نیست، بلکه همه نقاط مسکونى جهان را شامل مى شود.
از طرف دیگر، در روایات متعددى مى خوانیم خشکى هاى زمین از زیر خانه کعبه گسترده شدند، که از آن به دحو الارض: گسترش زمین یاد شده است.(8)
این را نیز مى دانیم که در آغاز بر اثر باران هاى سیلابى، تمام کره زمین از آب پوشیده بود، آب ها تدریجاً فرو نشستند و در نقاط پست زمین قرار گرفتند و خشکى ها تدریجاً از زیر آب، سر بر آوردند، طبق روایات اسلامى نخستین نقطه اى که از زیر آب سر بر آورد، سرزمین مکّه بود.(9)
و اگر ارتفاع این سرزمین در حال حاضر، بلندترین ارتفاع زمین هاى دنیا نیست هیچ گونه منافاتى با این سخن ندارد; زیرا از آن روز صدها میلیون سال مى گذرد و تاکنون وضع نقاط روى زمین به کلّى دگرگون شده.
بعضى از کوه ها در اعماق اقیانوس ها قرار گرفته و بعضى از اعماق اقیانوس ها تبدیل به قله کوه شده است و این از مسلّمات علم زمین شناسى و جغرافیاى طبیعى است.
ب ـ کلمه أُمّ ـ همان طور که سابق نیز گفتیم ـ به معنى اصل و اساس و ابتداء و آغاز هر چیزى است.
با توجه به آنچه گفته شد، روشن مى شود: اگر به مکّه أُمّ القرى مى گویند به خاطر این است که اصل و آغاز پیدایش تمام خشکى هاى روى زمین است و بنابراین وَ مَنْ حَوْلَها: کسانى که پیرامون آن هستند تمام مردم روى زمین را شامل مى شود.
آیات گذشته پیرامون جهانى بودن اسلام نیز این تفسیر را تأئید مى کند، همچنین نامه هاى فراوانى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى زمامداران بزرگ دنیا مانند کسرى و قیصر نوشت، و شرح آن در جلد دوم تفسیر نمونه ، ذیل آیه 64 سوره
آل عمران گذشت، گواه دیگرى بر این موضوع مى باشد.
* * *
2 ـ ارتباط ایمان به قرآن و ایمان به آخرت
در آیه فوق مى خوانیم: کسانى که ایمان به آخرت دارند، به قرآن ایمان مى آورند، یعنى مى دانند این جهان مقدمه اى است براى جهان دیگر، و همانند مزرعه ، یا دانشگاه و یا تجارتخانه است، و در هر حال، بدون یک سلسله قوانین و برنامه و آئین نامه و فرستادن انبیاء، رسیدن به آن هدف عالى و آماده شدن براى آن روز ممکن نیست.
به تعبیر دیگر، با این که: خداوند انسان را براى تکامل در این جهان فرستاده و منزلگاه اصلى او جهان دیگر است، اگر پیامبران و کتب آسمانى را براى او نفرستد نقض غرض کرده است.
به این ترتیب، از ایمان به خدا و معاد، ایمان به نبوت انبیاء و کتب آسمانى نتیجه گرفته مى شود (دقت کنید).
* * *
3 ـ اهمیت نماز
در آیه فوق، از میان تمام دستورات دینى تنها به نماز اشاره شده است و همان طور که مى دانیم نماز مظهر پیوند با خدا و ارتباط با او است، به همین دلیل، از همه عبادات برتر و بالاتر است، و به عقیده بعضى هنگام نزول این آیات، تنها فریضه اسلامى همین نماز بود.(10)
* * *
1 ـ در این که لِتُنْذِرَ عطف بر چه جمله اى است میان مفسران گفتگو است، ولى بیشتر به نظر مى رسد: عطف به جمله محذوفى مانند: لتبشّر و امثال آن بوده باشد.
2 ـ انعام، آیه 19.
3 ـ انعام، آیه 90.
4 ـ اعراف، آیه 158.
5 ـ در تفسیر المنار ، جلد 7، صفحه 621 و در تفسیر فى ظلال القرآن ، جلد 3، صفحه 305، دار احیاء التراث العربى بیروت، طبع پنجم، 1386 هـ ق، از پاره اى از مستشرقین این ایراد نقل شده است.
6 ـ یوسف، آیه 82.
7 ـ اعراف، آیه 96.
8 ـ بحار الانوار ، جلد 63، صفحه 454 ـ محاسن برقى ، جلد 2، صفحه 570، دار الکتب الاسلامیة (پاورقى) ـ المیزان ، جلد 3، صفحه 356، انتشارات جامعه مدرسین قم ـ مجمع البیان ، جلد 4،
صفحه 110، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق.
9 ـ وسائل الشیعه ، جلد 10، صفحه 449، باب 16: استحباب صوم یوم دحوى الارض، چاپ آل البیت ـ بحار الانوار ، جلد 56، صفحه 371، و جلد 94، صفحه 123، باب 63: صوم یوم دحوى الارض ـ مجمع البیان ، جلد 1، صفحه 388، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ نورالثقلین ،
جلد 2، صفحه 549، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق.
10 ـ تفسیر المنار ، جلد 7، صفحه 622.