وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ ۗ قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ(98)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
او کسي است که شما را از يک نفس آفريد! و شما دو گروه هستيد: بعضي پايدار (از نظر ايمان يا
خلقت کامل)، و بعضي ناپايدار، ما آيات خود را براي کساني که ميفهمند، تشريح نموديم!
ترجمه آیت الله انصاری
و اوست که شما را از يک تن آفريد، برخي [از شما] استقرار يافته [در زمين] و برخي به وديعت نهاده [در اصلاب و رحم هايند]؛ ما آيات خود را براي قومي که مي فهمند، بيان کرديم.
ترجمه دکتر فولادوند
و او همان کسى است که شما را از يک تن پديد آورد. پس [براى شما] قرارگاه و محل امانتى [مقرر کرد]. بىترديد، ما آيات [خود] را براى مردمى که مىفهمند به روشنى بيان کردهايم.
تفسیر نمونه
باران، مادر نعمت ها
در این آیات نیز دلائل توحید و خداشناسى تعقیب شده است; زیرا قرآن براى این هدف:
گاهى انسان را در آفاق و جهان هاى دوردست، سیر مى دهد،
و گاهى او را به سیر در درون وجود خویش دعوت مى نماید و آیات و نشانه هاى پروردگار را در جسم و جان خودش براى او شرح مى دهد، تا خدا را در همه جا و در همه چیز ببیند.
نخست مى فرماید: او کسى است که شما را از یک انسان آفرید (وَ هُوَ الَّذی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْس واحِدَة).
یعنى شما با این همه چهره هاى گوناگون، ذوق ها و افکار متفاوت، و تنوع وسیع در تمام جنبه هاى وجودى، همه از یک فرد آفریده شده اید، و این نهایت عظمت خالق و آفریدگار را مى رساند که چگونه از یک مبدأ این همه چهره هاى متفاوت آفریده است؟
قابل توجه این که: در این جمله، از خلقت انسان تعبیر به انشاء شده است.
این کلمه چنان که از متون لغت استفاده مى شود به معنى ایجاد و ابداع آمیخته با تربیت و پرورش است.
یعنى نه تنها خداوند شما را بدون هیچ سابقه آفرید، که تربیت و پرورش شما را نیز بر عهده گرفت، و مسلّم است که اگر آفریننده، چیزى را بیافریند، سپس او را رها سازد، زیاد قدرت نمائى نکرده.
اما اگر همواره او را تحت حمایت خویش قرار دهد و لحظه اى از پرورش و تربیت او غافل نگردد، عظمت و رحمت خود را کاملاً نشان داده است.
ضمناً نباید از جمله فوق، این توهّم پیدا شود که: حوا مادر نخستین ما، از آدم آفریده شده است ـ آن چنان که در تورات در فصل دوم، شماره 22 تا 24 از سِفر تکوین آمده است ـ بلکه چون آدم و حوا طبق روایات اسلامى، هر دو از یک خاک آفریده شده اند و هر دو یک جنس و یک نوع مى باشند، کلمه نفس واحده به آنها گفته شده است، در آغاز سوره نساء در این باره بحث کرده ایم.(1)
سپس مى فرماید: جمعى از افراد بشر مستقر هستند و جمعى مستودع (فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ).
مُسْتَقَرّ در اصل، از ماده قُرّ (بر وزن حُرّ) به معنى سرما است و از آنجا که سرماى شدید هوا، انسان و موجودات دیگر را خانه نشین مى کند، این کلمه به معنى سکون و توقف و قرار گرفتن آمده است، و مستقر به معنى ثابت و پایدار مى آید.
مُسْتَوْدَع از ماده وَدْع (بر وزن منع) به معنى ترک کردن است و از آنجا که امور ناپایدار محل خود را به زودى ترک مى گویند، این کلمه به معنى ناپایدار نیز به کار مى رود، و ودیعه را از این نظر ودیعه مى گویند که باید محل خود را ترک گوید و به دست صاحب اصلى باز گردد.
از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه مى گیریم: آیه فوق مى گوید: بعضى از انسان ها پایدارند و بعضى ناپایدار.
در این که: منظور از این دو تعبیر، در اینجا چیست؟ در میان مفسران گفتگوى زیادى دیده مى شود، ولى از میان آنها چند تفسیر که در عین حال منافاتى با هم ندارند و مى تواند همه به عنوان تفسیر آیه پذیرفته شود، نزدیک تر به نظر مى رسند.
نخست این که: منظور از مستقر انسان هائى هستند که آفرینش آنها کامل شده و در قرارگاه رحم مادر، یا در روى زمین گام نهاده اند.
و مستودع اشاره به افرادى است که هنوز آفرینش آنها پایان نیافته و به صورت نطفه اى در صلب پدران هستند.
دیگر این که: مستقر اشاره به روح انسان مى باشد که موضوعى پایدار و برقرار است.
و مستودع اشاره به جسم انسان است که ناپایدار و فانى است.
در بعضى از روایات یک تفسیر معنوى براى این دو تعبیر نیز، وارد شده که مستقر اشاره به انسان هائى است که داراى ایمان پایدارند و مستودع اشاره به آنها است که ایمانى ناپایدار دارند.(2)
این احتمال نیز وجود دارد که: دو تعبیر فوق، اشاره به اجزاى اولیه تشکیل دهنده نطفه انسان بوده باشد; زیرا چنان که مى دانیم نطفه انسان از دو جزء یکى اوول (نطفه ماده) و دیگرى اسپرم (نطفه نر) تشکیل شده است.
نطفه ماده در رحم تقریباً ثابت و مستقر است.
ولى نطفه هاى نر به صورت جانداران متحرک به سوى او با سرعت حرکت مى کنند و نخستین فرد اسپرم که به اوول مى رسد با او مى آمیزد و بقیه را عقب مى راند و نطفه اوّلى انسان را تشکیل مى دهد.
در پایان آیه، بار دیگر مى فرماید: ما نشانه هاى خود را برشمردیم تا آنها که داراى فهم و درکند، بیندیشند (قَدْ فَصَّلْنَا الآیاتِ لِقَوْم یَفْقَهُونَ).
با مراجعه به لغت استفاده مى شود که: فقه هر گونه علم و فهمى نیست، بلکه از معلومات حاضر، پى به معلومات غائب بردن است.(3)
بنابراین، توجه به آفرینش انسان با این همه چهره هاى متفاوت و قیافه هاى جسمى و روحى مختلف درخور این است که افراد نکته سنج در آن بیندیشند و خداى خود را از آن بشناسند.
* * *
آیه دوم، آخرین آیه اى است که در این سلسله بحث ها ما را به شگفتى هاى جهان آفرینش، و شناسائى خداوند از طریق آن دعوت مى کند.
در آغاز به یکى از مهم ترین و اساسى ترین نعمت هاى پروردگار که مى توان آن را ریشه و مادر سایر نعمت ها دانست اشاره مى کند و آن پیدایش، رشد و نمو گیاهان و درختان در پرتو آن است، مى فرماید: او کسى است که از آسمان، آبى (براى شما) فرستاد (وَ هُوَ الَّذی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً).
این که مى گوید: از طرف آسمان، یعنى از طرف بالا، به خاطر آن است که: آسمان در لغت عرب به هر چیزى گفته مى شود که در طرف بالا قرار گرفته باشد، و به خاطر آن است که تمام منابع آب روى زمین اعم از چشمه ها، نهرها، قنات ها و چاه هاى عمیق به آب باران منتهى مى گردد، لذا کمبود باران در همه آنها اثر مى گذارد و اگر خشکسالى ادامه یابد، همگى خشک مى شوند.
سپس به اثر بارز نزول باران اشاره کرده، مى فرماید: به واسطه آن روئیدنى ها را از همه نوع از زمین خارج ساختیم (فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْء).
مفسران در تفسیر نَباتَ کُلِّ شَىْء: گیاهان هر چیز دو احتمال ذکر کرده اند:
نخست این که: منظور از آن انواع و اصناف گیاهانى است که همه با یک آب آبیارى و از یک زمین و یک نوع خاک پرورش مى یابند، و این از عجائب آفرینش است که چگونه این همه انواع گیاهان با آن خواص کاملاً متفاوت و گاهى متضاد و اشکال گوناگون و مختلف همه در یک زمین و با یک آب پرورش مى یابند.
دیگر این که: منظور، گیاهان مورد نیاز هر چیزى است، یعنى هر یک از پرندگان، چهارپایان، حشرات و حیوانات دریا و صحرا بهره اى از این گیاهان دارند.
جالب این که: خداوند از یک زمین و یک آب، غذاى مورد نیاز همه را تأمین کرده است و این یک شاهکار بزرگ است که فى المثل از یک ماده معین در آشپزخانه، هزاران نوع غذا براى انواع سلیقه ها و مزاج ها تهیه کنند.
جالب تر این که: نه تنها گیاهان صحرا و خشکى ها از برکت آب باران پرورش مى یابند، که گیاهان بسیار کوچکى که در لابلاى امواج آب دریاها مى رویند و خوراک عمده ماهیان دریا است از پرتو نور آفتاب و دانه هاى باران رشد مى کنند.
فراموش نمى کنم یکى از ساکنان جزایر خلیج فارس که از کمبود صید شکایت داشت در مورد بیان علت آن مى گفت:
کمبود صید ماهى به خاطر خشکسالى است، او معتقد بود: اثر حیات بخش دانه هاى باران در دریا حتى بیش از خشکى ها است!
سپس به شرح این جمله پرداخته و موارد مهمى از گیاهان و درختان را که به وسیله آب باران پرورش مى یابند، خاطر نشان مى سازد، نخست مى گوید:
ما به وسیله آن، ساقه هاى سبز گیاهان و نباتات را از زمین خارج ساختیم، و از دانه کوچک و خشک، ساقه اى با طراوت و سرسبز که لطافت و زیبائى آن چشم را خیره مى کند آفریدیم (فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً).(4)
و از آن ساقه سبز، دانه هاى روى هم چیده شده، (همانند خوشه گندم و ذرت) بیرون مى آوریم (نُخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُتَراکِباً).(5)
همچنین به وسیله آن از درختان نخل خوشه سربسته اى بیرون فرستادیم که پس از شکافته شدن رشته هاى باریک و زیبائى که دانه هاى خرما را بر دوش خود حمل مى کنند و از سنگینى به طرف پائین متمایل مى شوند خارج مى گردد (وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیَةٌ).
طَلْع به معنى خوشه سربسته خرما است که در غلاف سبز رنگ زیبائى پیچیده شده و پس از شکافته شدن از وسط آن رشته هاى باریکى بیرون مى آید و و همان ها بعداً خوشه هاى خرما را تشکیل مى دهند.
قِنْوان جمع قِنْو (بر وزن صنف) اشاره به همین رشته هاى باریک و لطیف است.
دانِیَة به معنى نزدیک است، و ممکن است اشاره به نزدیکى این رشته ها به یکدیگر بوده باشد، یا به متمایل شدن آنها به طرف پائین به خاطر سنگین بار شدن.
و نیز باغ هائى از انگور و زیتون و انار پرورش دادیم (وَ جَنّات مِنْ أَعْناب وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمّانَ).
سپس اشاره به یکى دیگر از شاهکارهاى آفرینش در این درختان کرده، مى فرماید: هم با یکدیگر شباهت دارند و هم ندارند (مُشْتَبِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِه).
با توجه به آیه 141 همین سوره که وصف متشابه و غیر متشابه را براى زیتون و انار ذکر کرده، مى توان استفاده کرد که در آیه مورد بحث نیز وصف مزبور درباره همین دو درخت است.(6)
این دو درخت از نظر شکل ظاهرى و ساختمان شاخه ها و برگ ها شباهت زیادى با هم دارند، در حالى که از نظر میوه، طعم و خاصیت آن بسیار با هم متفاوتند، یکى داراى ماده چربى مؤثر و نیرومند،
و دیگرى داراى ماده اسیدى و یا قندى است، که با یکدیگر کاملاً متفاوتند.
به علاوه این دو درخت گاهى درست در یک زمین پرورش مى یابند و از یک آب مشروب مى شوند یعنى هم با یکدیگر تفاوت زیاد دارند و هم شباهت.
این احتمال در تفسیر آیه نیز وجود دارد که عبارت فوق، اشاره به انواع و اصناف مختلف درختان و میوه ها است.
بعضى از میوه ها و درختان با یکدیگر شبیهند.
و بعضى دیگر با هم مختلفند، یعنى هر کدام از این دو، صفتى است براى یک دسته از درختان و میوه ها.
اما طبق تفسیر اول، هر دو، صفت براى یک چیز بودند.
آنگاه از میان تمام اعضاى پیکر درخت، بحث را روى میوه برده مى گوید:
نگاهى به ساختمان میوه آن به هنگامى که به ثمر مى نشیند، و همچنین نگاهى به چگونگى رسیدن میوه ها بکنید که در اینها نشانه هاى روشنى از قدرت و حکمت خدا براى افرادى است که ایمان مى آورند (انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ إِنَّ فی ذلِکُمْ لآیات لِقَوْم یُؤْمِنُونَ).
با توجه به آنچه امروز در گیاه شناسى از چگونگى پیدایش میوه ها و رسیدن آنها مى خوانیم، نکته این اهمیت خاص، که قرآن براى میوه قائل شده است روشن مى شود; زیرا پیدایش میوه ها درست همانند تولد فرزند در جهان حیوانات است:
نطفه هاى نر با وسائل مخصوصى (وزش باد یا حشرات و مانند آنها) از کیسه هاى مخصوص جدا مى شوند، و روى قسمت مادگى گیاه قرار مى گیرند، پس از انجام عمل لقاح و ترکیب شدن با یکدیگر، نخستین تخم و بذر تشکیل مى گردد، و در اطرافش انواع مواد غذائى آن را در بر مى گیرند.
این مواد غذائى از نظر ساختمان بسیار متنوع و همچنین از نظر طعم و خواص غذائى و طبى فوق العاده متفاوتند.
گاهى یک میوه (مانند انار و انگور) داراى صدها دانه است که هر دانه اى از آنها خود جنین و بذر درختى محسوب مى شود و ساختمانى بسیار پیچیده و تو در تو دارد.
شرح ساختمان همه میوه ها و مواد غذائى و داروئى آنها از حوصله این بحث خارج است، ولى بد نیست به عنوان نمونه اشاره اى به ساختمان میوه انار که قرآن در آیه فوق ـ مخصوصاً ـ به آن اشاره کرده است، بنمائیم:
اگر یک انار را بشکافیم و یک دانه کوچک آن را به دست گرفته و در مقابل آفتاب یا چراغ قرار دهیم، و درست در آن دقت کنیم مى بینیم از قسمت هاى کوچک ترى تشکیل شده که همانند بطرى هاى بسیار کوچکى با محتواى مخصوص آب انار در کنار هم چیده شده اند.
در یک دانه کوچک انار شاید صدها از این بطرى هاى بسیار ریز قرار دارد، سپس اطراف آنها را با پوسته اى ظریف که همان پوسته شفاف یک دانه انار است گرفته.
بعد از آن براى این که این بسته بندى کامل تر و محکم تر و دورتر از خطر باشد تعدادى از دانه هاى انار را روى یک پایه با نظام مخصوصى چیده و پرده سفید رنگ نسبتاً ضخیمى اطراف آن پیچیده.
پس از آن پوسته ضخیم و محکمى که از دو طرف داراى لعاب خاصى است به روى همه آنها کشیده، تا هم از نفوذ هوا و میکروب ها جلوگیرى کند، هم در مقابل ضربات، آنها را حفظ نماید، و هم تبخیر آب درون دانه ها را فوق العاده کم کند.
این بسته بندى ظریف، مخصوص دانه انار نیست، بلکه در میوه هاى دیگر مانند پرتقال و لیمو نیز دیده مى شود، اما در انار و انگور بسیار ظریف تر و جالب تر است.
گویا بشر براى فرستادن مایعات از نقطه اى به نقطه دیگر از همین اصل استفاده کرده که نخست شیشه هاى کوچک را در یک کارتن کوچک چیده و میان آنها را از ماده نرمى پر مى کند، سپس کارتن هاى کوچک تر را در یک کارتن بزرگ تر و مجموع آنها را به صورت یک بار بزرگ به مقصد حمل مى کند!
طرز قرار گرفتن دانه هاى انار روى پایه هاى داخلى، و گرفتن سهم خود از آب و مواد غذائى از آنها از این هم عجیب تر و جالب تر است.
تازه اینها چیزهائى است که با چشم مى بینیم و اگر ذرات این میوه ها را زیر میکروسکوپ ها بگذاریم، آنگاه جهانى پرغوغا با ساختمان هاى عجیب و شگفت انگیز و فوق العاده حساب شده در مقابل چشم ما مجسم مى شود.(7)
چگونه ممکن است کسى با چشم حقیقت بین به یک میوه نگاه کند و معتقد شود سازنده آن هیچ گونه علم و دانشى نداشته است؟!
و این که مى بینیم قرآن با جمله انْظُرُوا: نگاه کنید دستور به دقت کردن در این قسمت از گیاه داده براى توجه به همین حقایق است.
این از یکسو، از سوى دیگر مراحل مختلفى را که یک میوه از هنگامى که نارس است تا موقعى که کاملاً رسیده مى شود، مى پیماید، بسیار قابل ملاحظه است; زیرا لابراتوارهاى درونى میوه دائماً مشغول کارند، و مرتباً ترکیب شیمیائى آن را تغییر مى دهند، تا هنگامى که به آخرین مرحله برسد و وضع ساختمان شیمیائى آن تثبیت گردد.
هر یک از این مراحل خود نشانه اى از عظمت و قدرت آفریننده است.
ولى باید توجه داشت که به تعبیر قرآن تنها افراد با ایمان یعنى افراد حق بین و جستجوگران حقیقت، این مسائل را مى بینند و گرنه با چشم عناد و لجاج و یا با بى اعتنائى و سهل انگارى، ممکن نیست هیچ یک از این حقایق را ببینیم.
* * *
1 ـ به جلد سوم تفسیر نمونه ، ابتداى سوره نساء مراجعه فرمائید.
2 ـ نور الثقلین ، جلد 1، صفحه 750، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ بحار الانوار ، جلد 48، صفحه 159، جلد 49، صفحه 263، جلد 57، صفحه 270، و جلد 66، صفحات 212، 222 و 223 ـ میزان الحکمة ، جلد 1، صفحه 200، دار الحدیث، طبع اول ـ تفسیر عیاشى ، جلد 1، صفحات 371، 372 و 373، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق.
3 ـ مفردات راغب ، صفحه 384.
4 ـ خَضِر به معنى اخضر یعنى سبز رنگ مى باشد، بنابراین، تمام سبزى ها حتى جوانه هاى درختان را نیز شامل مى شود.
ولى از آیه فوق چون در پشت سر آن اشاره به دانه هاى غذائى شده، استفاده مى شود که منظور خصوص زراعت است.
5 ـ مُتَراکِب از ماده رکوب به معنى سوارى است، یعنى دانه هائى که بر سر یکدیگر سوار شده اند، و بیشتر از دانه هاى غذائى چنین هستند.
6 ـ راغب در کتاب مفردات مى گوید: مُشْتَبِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِه با مُتَشابِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِه تقریباً یک معنى دارد.
7 ـ شاعرى در این زمینه مى گوید:
مهندس لعل ساز، لعل تراشیده باز *** لعلِ تراشیده را پهلوى هم چیده باز
پهلوى هم چیده را به نقره پیچیده باز *** به نقره پیچیده را به حُقّه پیچیده باز
به حُقّه پیچیده را نام نهاده انار