هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ(17)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
لشکريان فرعون و ثمود؟!
ترجمه آیت الله انصاری
آيا خبر آن سپاهيان به تو رسيده است؟
ترجمه دکتر فولادوند
آيا حديث [آن] سپاهيان:
تفسیر نمونه
17هَلْ أَتاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ
18فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ
19بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی تَکْذِیب
20وَ اللّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِیطٌ
21بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ
22فِی لَوْح مَحْفُوظ
ترجمه:
17 ـ آیا داستان لشکرها به تو رسیده است.
18 ـ لشکریان فرعون و ثمود؟!
19 ـ ولى کافران پیوسته در تکذیب حقّند.
20 ـ و خداوند به همه آنها احاطه دارد.
21 ـ (این آیات، سحر و دروغ نیست،) بلکه قرآن با عظمت است.
22 ـ که در لوح محفوظ جاى دارد!
تفسیر:
دیدى خدا با لشکر فرعون و ثمود چه کرد؟
آیات قبل، بیان قدرت مطلقه خداوند، حاکمیت بلا منازع او، و تهدید کفار و شکنجه گران بود، براى این که معلوم شود این تهدیدها عملى است و تنها سخن و شعار نمى باشد، در آیات مورد بحث، روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) کرده مى فرماید: آیا داستان لشکرها به تو رسیده است ؟ (هَلْ أَتاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ).
لشکریان عظیمى که در برابر پیامبران الهى صف آرائى کردند و به مبارزه برخاستند، به گمان این که مى توانند در مقابل قدرت خدا عرض اندام کنند؟
* * *
و بعد از آن، به دو نمونه آشکار از آنها که یکى در قدیم الایام، و دیگرى در عصر نزدیک تر واقع شد، اشاره کرده مى افزاید: همان لشکریان فرعون و قوم ثمود (فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ).
همانها که بعضى شرق و غرب جهان را زیر سلطه خود قرار دادند.
و بعضى دل کوه ها را شکافتند و سنگ هاى عظیم آن را برکندند، و از آن خانه ها و قصرهاى عظیم ساختند، و کسى را یاراى مقابله با آنها نبود.
اما، خداوند گروه اول را با آب ، و گروه دوم را با باد که هر دو وسیله هاى حیات آدمى هستند، و از لطیف ترین و ظریف ترین موجودات محسوب مى شوند، در هم کوبید! امواج نیل ، فرعون و لشکرش را در کام خود فرو بلعید، و باد سرد و کوبنده، قوم ثمود را همچون پر کاه از مقابل خود برمى داشت و بعد از مدتى جسم بى جانشان را بر صفحه زمین مى افکند.
تا مشرکان عرب، بدانند کارى از آنها ساخته نیست، جائى که خدا از آن لشکرهاى عظیم و قدرتمند چنین انتقام گرفت، وضع کسانى که از آنها ضعیف تر و ناتوان ترند روشن است، هر چند ضعیف و قوى در برابر قدرت او یکسان است.
انتخاب قوم فرعون و ثمود از میان همه اقوام پیشین به عنوان دو نمونه از اقوام سرکش، به خاطر این است که: هر دو در نهایت قدرت بودند، یکى مربوط به گذشته هاى دور است (قوم ثمود) و دیگرى به گذشته نزدیک تر (قوم فرعون)، به علاوه اقوام عرب با نام آنها آشنا بودند و از تاریخشان اجمالاً با خبر.
* * *
پس از آن، مى افزاید:
بلکه کسانى که کافر شدند پیوسته گرفتار تکذیب و انکار حقند (بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی تَکْذِیب).
چنان نیست که نشانه هاى حق بر کسى مخفى و پنهان باشد، لجاجت و عناد اجازه نمى دهد: بعضى راه را پیدا کنند، و در طریق حق گام بگذارند.
تعبیر به بَلْ که به اصطلاح براى اضراب (عدول از چیزى به چیز دیگر است)، گوئى اشاره به این است که: این گروه مشرک از قوم فرعون و ثمود هم، بدتر و لجوج ترند، دائماً مشغول تکذیب و انکار قرآنند، و از هر وسیله براى این مقصود بهره مى گیرند.
* * *
ولى، آنها باید بدانند: خداوند به همه آنها احاطه دارد و همه در دست قدرت او هستند (وَ اللّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِیطٌ).
اگر خدا به آنها مهلت مى دهد، نه به خاطر عجز و ناتوانى است، و اگر آنها را سریعاً مجازات نمى کند، نه به خاطر این است که از قلمرو قدرتش بیرونند.
تعبیر به: وَرائِهِم پشت سر آنها ، اشاره به این است که آنها از هر جهت در قبضه قدرت الهى هستند، و خداوند از تمام جهات، به آنها احاطه دارد، بنابراین ممکن نیست از چنگال عدالت و کیفر او فرار کنند.
این احتمال نیز وجود دارد: منظور احاطه علمى خداوند به اعمال آنها در جمیع جهات است، به گونه اى که هیچ گفتار و کردار و نیات آنها از وى مخفى نمى ماند.
* * *
و در ادامه مى افزاید: اصرار آنها در تکذیب قرآن و نسبت آن به سحر و کهانت و شعر بیهوده است بلکه آن قرآن مجید و با عظمت و بلند مقام است (بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ).
* * *
کلامى است که در لوح محفوظ ثبت است و دست نااهلان، شیاطین و کاهنان هرگز به آن نمى رسد، و از هر گونه تغییر، تبدیل و زیاده و نقصان بر کنار مى باشد (فِی لَوْح مَحْفُوظ).
بنابراین، اگر نسبت هاى ناروا به تو مى دهند، شاعر، ساحر، کاهن و مجنونت مى خوانند، هرگز غمگین مباش، تکیه گاه تو محکم، راهت روشن، و پشتیبانت قدرتمند و توانا است.
مَجِید چنان که گفتیم: از ماده مجد به معنى گستردگى شرافت و جلالت است، و این معنى درباره قرآن کاملاً صادق مى باشد; چرا که محتوایش عظیم و گسترده ، و معانیش بلند و پرمایه است، هم در زمینه معارف و اعتقادات، هم اخلاق و مواعظ، و هم احکام و سنن.
لَوْح (به فتح لام) به معنى صفحه عریضى است که چیزى بر آن مى نویسند، و لُوْح (به ضم لام) به معنى عطش، و همچنین هوائى است که بین آسمان و زمین قرار دارد.
فعلى که از اولى مشتق مى شود، به معنى آشکار شدن و درخشیدن است.
به هر حال، در اینجا منظور صفحه اى است که قرآن مجید بر آن ثبت و ضبط شده است، ولى نه صفحه اى همچون الواح متداول در میان ما، بلکه در تفسیرى از ابن عباس آمده است: لوح محفوظ طولش به اندازه فاصله زمین و آسمان! و عرضش به اندازه فاصله مغرب و مشرق است!
و اینجا است که به نظر مى رسد: لوح محفوظ همان صفحه علم خداوند است که شرق و غرب عالم را فرا گرفته، و از هر گونه دگرگونى و تحریف مصون و محفوظ است.
آرى، قرآن از علم بى پایان حق سرچشمه گرفته، نه زائیده فکر بشر است و نه القاء شیاطین، و محتوایش شاهد بر این مدعى است.
احتمالاً، این، همان چیزى است که در قرآن مجید، گاه از آن به کتاب مبین و گاه به ام الکتاب تعبیر شده، چنان که در آیه 39 رعد مى خوانیم: یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ: خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد ثابت مى دارد، و ام الکتاب (کتاب اصلى و مادر) نزد او است .
و در آیه 59 انعام آمده است: وَ لا رَطْب وَ لا یابِس إِلاّ فِی کِتاب مُبِین: و هیچ تر و خشکى نیست مگر این که در کتاب آشکار ثبت است .
ضمناً، باید توجه داشت: تعبیر به لوح محفوظ در قرآن مجید تنها در همین جا آمده است.
* * *
خداوندا! ما را به حقیقت این کتاب بزرگ آسمانیت آشناتر بفرما!
پروردگارا! در آن روز که مؤمنان صالح به فوز کبیر و کافران مجرم به عذاب حریق مى رسند، ما را در کنف حمایتت قرار ده!
بار الها! تو غفور و ودود و رحیم و مهربانى، با ما آن کن که این اسماء و صفاتت ایجاب مى کند، نه آنچه اعمال ما اقتضا دارد!
آمِیْنَ یا رَبَّ العالَمِیْنَ
پایان سوره بروج(1)
1 ـ تصحیح: 23 / 3 / 1383.