سوره توبه آیه 102

وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(102)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
و گروهي ديگر، به گناهان خود اعتراف کردند، و کار خوب و بد را به هم آميختند، اميد ميرود که خداوند توبه آنها را بپذيرد، به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است!
ترجمه آیت الله انصاری
و ديگراني هستند که به گناهانشان اعتراف کردند، [و] اعمال شايسته را با اعمال بد درآميختند، اميد است خدا توبه آنان را بپذيرد زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.
ترجمه دکتر فولادوند
و ديگرانى هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شايسته را با [کارى‌] ديگر که بد است درآميخته‌اند. اميد است خدا توبه آنان را بپذيرد، که خدا آمرزنده مهربان است.
تفسیر نمونه
102وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ ترجمه: 102 ـ و گروهى دیگر، به گناهان خود اعتراف کردند; و کار خوب و بد را به هم آمیختند; امید مى رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد; به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است! شأن نزول: در مورد شأن نزول آیه فوق، روایاتى نقل شده، که در بیشتر آنها به نام ابو لبابه انصارى برخورد مى کنیم، طبق روایتى: او با دو یا چند نفر دیگر از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله)، از شرکت در جنگ تبوک خوددارى کردند، و هنگامى که آیات قرآن در مذمت متخلفین را شنیدند، بسیار ناراحت و پشیمان گشتند، خود را به ستون هاى مسجد پیغمبر(صلى الله علیه وآله)بستند. هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله)از جنگ بازگشت و از حال آنها خبر گرفت، عرض کردند: آنها سوگند یاد کرده اند که خود را از ستون باز نکنند، تا این که پیامبر(صلى الله علیه وآله)آنها را باز نماید. رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود: من نیز سوگند یاد مى کنم، چنین کارى را نخواهم کرد، مگر این که خداوند به من اجازه دهد. آیه فوق نازل شد که خداوند توبه آنها را پذیرفته، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) آنها را از ستون مسجد باز کرد. آنها به شکرانه این موضوع، همه اموال خود را به پیامبر تقدیم داشتند، و عرض کردند: این همان اموالى است که به خاطر دلبستگى به آن، ما از شرکت در جهاد خوددارى کرده ایم، همه اینها را از ما بپذیر و در راه خدا انفاق کن! پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: هنوز دستورى در این باره بر من نازل نشده است، چیزى نگذشت که آیه بعد نازل شد، و دستور داد: پیامبر قسمتى از اموال آنها را برگیرد، و مطابق بعضى از روایات، یک سوم از اموال آنها را پذیرفت.(1) در پاره اى دیگر از روایات مى خوانیم: آیه فوق درباره ابو لبابه و راجع به داستان بنى قریظه است. بنى قریظه گروهى از یهود بودند، با ابو لباله مشورت کردند آیا تسلیم حکم پیامبر(صلى الله علیه وآله)بشوند یا نه؟ او گفت: اگر تسلیم شوید همه شما را سر مى برند! سپس از این گفته خود پشیمان شد و توبه کرد، و خود را به ستون مسجد بست و تا آیه فوق نازل شد و خداوند توبه او را پذیرفت.(2) تفسیر: توبه کاران پس از اشاره به وضع منافقان داخل و خارج مدینه در آیه قبل، در اینجا به وضع گروهى از مسلمانان گناهکار، که اقدام به توبه و جبران اعمال سوء خود کردند اشاره مى کند و مى فرماید: گروه دیگرى از آنها به گناهان خود اعتراف کردند (وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ). و اعمال صالح و ناصالح را به هم آمیختند (خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً). پس از آن مى افزاید: امید مى رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد و رحمت خویش را به آنان بازگرداند (عَسَى اللّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ). زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است ، داراى رحمتى وسیع و گسترده (إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ). تعبیر به عَسى در آیه فوق، که معمولاً در موارد امیدوارى و احتمال پیروزى، توأم با احتمال عدم پیروزى به کار مى رود، شاید به خاطر آن است که: آنها را در میان بیم و امید، و خوف و رجاء، که دو وسیله تکامل و تربیت است قرار دهد. این احتمال نیز وجود دارد که: تعبیر به عَسى اشاره به این باشد که: علاوه بر توبه و ندامت و پشیمانى، باید در آینده کارهاى دیگرى را انجام دهند، و گذشته را با اعمال نیک خود جبران نمایند. ولى با توجه به این که، آیه را با بیان غفران و رحمت الهى تکمیل مى کند، جنبه امیدوارى در آن غلبه دارد. این نکته نیز روشن است: نزول آیه درباره ابو لبابه و یا سایر متخلفان جنگ تبوک ، مفهوم وسیع آیه را به آن اختصاص نمى دهد، بلکه تمام افرادى که اعمال نیک و بد را به هم آمیخته اند، و از کارهاى بد خویش پشیمانند را فرا مى گیرد. و لذا از بعضى دانشمندان نقل شده: آیه فوق امیدبخش ترین آیات قرآن است، که درها را به روى گنهکاران گشوده، و توبه کاران را به سوى خود دعوت مى کند. * * * 1 و 2 ـ مجمع البیان ، ذیل آیه مورد بحث، و تفاسیر دیگر ـ بحار الانوار ، جلد 22، صفحات 67، 93 و 94، و جلد 21، صفحه 201 ـ تفسیر قمى ، جلد 1، صفحات 303 و 304 (دار الکتاب، 1404 هـ . ق).