وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا(40)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
آنها [= مشرکان مکه] از کنار شهري که باران شر [= باراني از سنگهاي آسماني] بر آن باريده بود
[= ديار قوم لوط] گذشتند، آيا آن را نميديدند؟! (آري، ميديدند) ولي به رستاخيز ايمان نداشتند!
ترجمه آیت الله انصاری
يقيناً مشرکان مکه بر شهري که [محل زندگي قوم لوط بود و] بر آن باران عذاب باريده شد، گذر کرده اند، پس آيا آنجا را نديده اند؟ [چرا! ديده اند] ولي [عبرت نگرفته اند، چون] برانگيخته شدن [مردگان] را [براي رسيدن به پاداش اعمال] اميد و انتظار ندارند.
ترجمه دکتر فولادوند
و قطعاً بر شهرى که باران بلا بر آن بارانده شد گذشتهاند؛ مگر آن را نديدهاند؟ [چرا،] ولى اميد به زندهشدن ندارند.
تفسیر نمونه
#35