قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ ۖ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ ۚ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ(27)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
(شعيب) گفت: (من ميخواهم يکي از اين دو دخترم را به همسري تو درآورم به اين شرط که هشت سال
براي من کار کني، و اگر آن را تا ده سال افزايش دهي، محبتي از ناحيه توست، من نميخواهم کار سنگيني
بر دوش تو بگذارم، و ان شاء الله مرا از صالحان خواهي يافت)
ترجمه آیت الله انصاری
گفت: مي خواهم يکي از اين دو دخترم را به نکاح تو درآورم به شرط آنکه هشت سال اجير من باشي، و اگر ده سال را تمام کردي، اختيارش با خود توست [و ربطي به اصل قرار داد ندارد]، و من نمي خواهم بر تو سخت گيرم، و به خواست خدا مرا از شايستگان خواهي يافت.
ترجمه دکتر فولادوند
[شعيب] گفت: «من مىخواهم يکى از اين دو دختر خود را [که مشاهده مىکنى] به نکاح تو در آورم، به اين [شرط] که هشت سال براى من کار کنى، و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است، و نمىخواهم بر تو سخت گيرم، و مرا ان شاء الله از درستکاران خواهى يافت.»
تفسیر نمونه
#26