وَجَاءُوا عَلَىٰ قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ ۚ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ۖ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ(18)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
و پيراهن او را با خوني دروغين (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند، گفت: (هوسهاي نفساني شما اين
کار را برايتان آراسته! من صبر جميل (و شکيبائي خالي از ناسپاسي) خواهم داشت، و در برابر آنچه
ميگوييد، از خداوند ياري ميطلبم!)
ترجمه آیت الله انصاری
و خوني دروغين بر پيراهنش آوردند [تا يعقوب مرگ يوسف را باور کند]. گفت: چنين نيست که مي گوييد، بلکه نفس شما کاري [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] در اين حال صبري نيکو [مناسب تر است]؛ و خداست که بر آنچه شما [از وضع يوسف] شرح مي دهيد از او ياري خواسته مي شود.
ترجمه دکتر فولادوند
و پيراهنش را [آغشته] به خونى دروغين آوردند. [يعقوب] گفت: «[نه] بلکه نَفْس شما کارى [بد] را براى شما آراسته است. اينک صبرى نيکو [براى من بهتر است]. و بر آنچه توصيف مىکنيد، خدا يارىده است.»
تفسیر نمونه
#15