قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ ۖ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ(17)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
گفتند: (اي پدر! ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم، و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم، و گرگ او را
خورد! تو هرگز سخن ما را باور نخواهي کرد، هر چند راستگو باشيم!)
ترجمه آیت الله انصاری
گفتند: اي پدر! ما يوسف را در کنار بار و کالاي خود نهاديم و براي مسابقه رفتيم؛ پس گرگ، او را خورد و تو ما را تصديق نخواهي کرد اگرچه راست بگوييم!
ترجمه دکتر فولادوند
گفتند: «اى پدر، ما رفتيم مسابقه دهيم، و يوسف را پيش کالاى خود نهاديم. آنگاه گرگ او را خورد، ولى تو ما را هر چند راستگو باشيم باور نمىدارى.»
تفسیر نمونه
#15