فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ(96)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
اما هنگامي که بشارت دهنده فرا رسيد، آن (پيراهن) را بر صورت او افکند، ناگهان بينا شد! گفت:
(آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهايي ميدانم که شما نميدانيد؟!)
ترجمه آیت الله انصاری
پس هنگامي که مژده رسان آمد، پيراهن را بر صورت او افکند و او دوباره بينا شد، گفت: آيا به شما نگفتم که من از خدا حقايقي مي دانم که شما نمي دانيد؟
ترجمه دکتر فولادوند
پس چون مژدهرسان آمد، آن [پيراهن] را بر چهره او انداخت، پس بينا گرديد. گفت: «آيا به شما نگفتم که بىشک من از [عنايت] خدا چيزهايى مىدانم که شما نمىدانيد؟»
تفسیر نمونه
#94