فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ(19)
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
سليمان از سخن او تبسمي کرد و خنديد و گفت: (پروردگارا! شکر نعمتهايي را که بر من و پدر و مادرم
ارزاني داشتهاي به من الهام کن، و توفيق ده تا عمل صالحي که موجب رضاي توست انجام دهم، و مرا
برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!)
ترجمه آیت الله انصاری
پس سليمان از گفته اش با تبسم، حالت خنده به خود گرفت، و [به سبب نعمت فهم گفتار حيوانات] گفت: پروردگارا! به من الهام کن تا شکر نعمتي را که به من و پدر و مادرم عطا کرده اي به جاي آورم، و اينکه کار شايسته اي که آن را بپسندي انجام دهم، و مرا به رحمتت در ميان بندگان شايسته ات درآور.
ترجمه دکتر فولادوند
[سليمان] از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت: «پروردگارا، در دلم افکن تا نعمتى را که به من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى سپاس بگزارم، و به کار شايستهاى که آن را مىپسندى بپردازم، و مرا به رحمت خويش در ميان بندگان شايستهات داخل کن.»
تفسیر نمونه
#17